على ربانى گلپايگانى
298
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
هرفعل ارادى داراى سه مبدء است : 1 - مبدء بعيد يا علمى 2 - مبدء متوسط يا شوقى 3 - مبدء قريب يا عملى ) و هريك از اين مبادى سهگانه غايتى دارد و گاهى بيشاز يك مبدء از مبادى مزبور در غايت واحد تطابق مىكنند و گاهى تطابق نكرده ( و هريك غايت خاص دارد مثلا غايت قوه عامله يا مبدء قريب هميشه وصول به نقطهاى است كه حركت در آن متوقف مىگردد و غايت مبدء علمى و شوقى هم گاهى وصول به همان نقطه است ، و اين در صورتى است كه فاعل وصول به آن نقطه را تصور كرده و خير بودن آن را تصديق كند و نسبت به آن مشتاق و علاقمند گردد ، در اين صورت وصول به نقطهاى كه حركت به آن منتهى مىگردد ، غايت براى هرسه مبدء است و از طرفى مبدء علمى گاهى فكرى است و گاهى تخيّلى ) . پس هرگاه مبدء نخست - كه همان علم است - فكرى باشد ، فعل ارادى غايت فكرى دارد و هرگاه تخيّل بدون فكر ( و تعقل ) باشد ، و در اين صورت گاهى فقط تخيل است و پس از آن شوق به فعل تعلق مىگيرد آنگاه قوّه عامله عضلات را به سوى فعل حركت مىدهد ، در اين صورت فعل را « گزاف » مىنامند ، چنانچه گاهى كودك حركتى را تصور مىكند و به انجام آن مشتاق مىگردد و آن را انجام مىدهد و در اين صورت آنچه حركت به آن منتهى مىگردد ، غايت همه مبادى مىباشد . و گاهى مبدء علمى تخيل است همراه با خلق و عادت ، مانند بازى با موى صورت و فعل در اين صورت فعل « عادى » خوانده مىشود . و گاهى مبدء علمى تخيل است همراه با عامل طبيعى ، مانند نفس كشيدن و يا تخيل است با عامل مزاجى ، مانند حركتهاى مريض و در اين صورت فعل را « قصد ضرورى » مىنامند . و مبادى اين افعال داراى غايت است و آن مبادى در اين جهت تطابق دارند كه غايت آنها عبارت است از چيزىكه حركت به آن منتهى مىگردد . اما غايت فكرى ( كه در اين افعال وجود ندارد ) به خاطر اين است كه مبدء